محمد امین گنجه‌ای Archive

بیمه خرید و فروش ملک و پیش خرید آپارتمان

امثال ما که کارشناس رسمی دادگستری در رشته راه و ساختمان یا امور ثبتی هستیم با پرونده های متعدد کلاهبرداری، فروش مال غیر، عدم انجام تعهدات قراردادی، مغایرت مفاد قرارداد با ساخت، پیش فروش یک آپارتمان به چند نفر، عدم تکمیل و تحویل ساختمان، طولانی شدن زیاد دوره ساخت، فوت یا ورشکستگی سازنده، مشکلات شهرداری و اخذ پایانکار وخلافی ساختمان و معارض بودن املاک با هم، مشکلات سند مالکیت، مستحق للغیر بودن، ابطال سند مالکیت توسط دادگاه، اوقافی بودن، مصادره ای بودن، وکالت بلاعزل به غیر، جعل سند و … مواجه میشویم. یعنی ممکن است شما آپارتمان، زمین، ویلا و یا ساختمان را بخرید و بعد از مدتی معلوم شود که متعلق به دیگری است و یا سند جعلی است و به همین دلایل ریسک معاملات ملکی در ایران بسیار بالاست.

یک بار پرونده ای داشتم که خانمی آپارتمانی را خریده بودند و فروشنده با همدستی آژانس معاملات املاک، آپارتمان دیگری در همان مجتمع را تحویل خانم داده بودند. خانم هم با توجه به اینکه سواد بالایی نداشت و تجربه ای در این مورد نداشت همه مدارک خود را تحویل فروشنده داده بود تا برایش سند بگیرد! و هیچ مدرکی پیش خودش نبود. و کار به شکایت و دادگاه کشیده بود.

یا پرونده ای دیگری داشتم که شخصی زمینی را خریده بود و در آن زمین اقدام به ساخت کرده بود. بعد ازاتمام کار یکی از همسایه ها شکایت کرده بود که این ساختمان در زمین من ساخته شده است. و بعد از بررسی کارشناسی مشخص شد که چند نفر از همسایه ها که اقدام به ساخت کرده بودند قسمتی از زمین کناری را تصرف کرده بودند و عملا ساکنین یک کوچه از هم شاکی بودند. و اقدام به تصرف ملک همدیگر کرده بودند. در واقع قواره اول داخل طرح تعویض خیابان افتاده بود ولی مالکش اولین قواره بعد از عقب ­نشینی را که متعلق به دیگری بود را برای خودش ساخته بود!

برادرم که در انگلستان زندگی میکند میگوید آنجا معامله را وکلای دوطرف انجام میدهند و کل پروسه را هم بیمه میکنند تا هیچ ریسکی متوجه وکلا و طرفین معامله نباشد. به نظرم خوب است در ایران هم شرکت های بیمه با همکاری وکلا و کارشناسان رسمی تشکیل مثلث حمایتی خرید ملک را بدهند یعنی شرکت بیمه کارشناسی قیمت و اصالت و موقعیت ملک را از کارشناس رسمی بخواهد و وکیل نیز قرارداد را از نظر حقوقی کنترل نماید و در صورت وجود مشکل موظف به پیگیری تا حل مشکل باشد. بدین ترتیب هم خریدار با خیال راحت ملک را میخرد و اگر هم مشکلی پیش آید از طریق بیمه مساله ختم به خیر میشود و خریدار ضرر نمیکند هم برای بیمه سودآور است و هم از توانایی کارشناسان رسمی و وکلا استفاده میشود. و مهمتر از همه اینکه از حجم بالای پرونده های دادگاه ها کاسته خواهد شد.

به این ترتیب با هزینه ای اندک فروشنده و خریدار با خیال راحت و بدون ریسک معامله خود را انجام میدهند.

حقیقتش اول که این ایده به ذهنم آمد خودم میخواستم آستین بالا بزنم و این کار را بصورت یک استارت آپ شروع کنم. ولی بعد یاد مشکلات بیمه و تامین اجتماعی و مالیات و مالیات ارزش افزوده و قوانین دست و پا گیر ضداشتغال کشور افتادم و عطای این کار را به لقایش بخشیدم. امیدوارم افرادی باهوش تر، ریسک پذیرتر، فعالتر و جوانتر از خودم این کار را انجام دهند. هم خدمتی است برای مردم و ثواب اخروی دارد و هم پاداش دنیوی خوبی دارد.

دوستان همیشگی

یک گربه که در شناسایی مادیان­های نزدیک زایمان مهارت دارد، شترهایی که همراه اسبها بیرون میروند، مرغهایی که روی کمر اسبها مینشینند همه دوستان اسبها هستند، لازم نیست همه دوستان اسبها یال و دم داشته باشند و چهارپا باشند!!!

هر مالک اسبی بخوبی میداند که اسبهایش بیش از هر حیوان اهلی دیگری به داشتن مصاحب برای داشتن یک زندگی طبیعی نیاز دارند. بصورت غریزی اسبها بدنبال یافتن دوستی برای خود هستند زیرا تعدد جمعیت باعث احساس امنیت و افزایش روابط اجتماعی آنها میگردد.

Ann Savage یک پرورش دهنده پونی  میگوید: من دنبال حیوانی بودم که جمعیت موشها را کاهش دهد یک دوستم یک گربه به نام میو را به من پیشنهاد داد. آنرا به خانه آوردیم. میو دوست داشت به اسبهای دیگر به خصوص مادیانهای آبستن سنگین هم سر بزند. هر شب میو به مادیانها سر میزند اگر از پیش آنها برگردد شما خواهید فهمید که زایمان اتفاق نخواهد افتاد. اگر میو پیش مادیانی بماند یعنی آن مادیان آن شب زایمان خواهد کرد و او همیشه درست پیش بینی میکند. Ann میگوید هر وقت داخل اصطبل میروم میبینم میو روی کمر مادیانم دراز کشیده است.

Wayne Carrick در مزرعه­ اش غاز، بز، گوسفند، سگ، مرغ و خروس، لاما، اردک، شتر کوهاندار و مرغ شاخدار را در کنار ۲۲ اسب دیگر نگهداری میکند. بزها عموما رابطه مثبتی با اسبها دارند و اگر اسبی دچار ترس یا استرس شوند، بزها با رفتار آرامشان، آرامش را به اسبها باز میگردانند. اگر از یکی از اسبها به هر دلیل از مزرعه بیرون برده شود بزها در کنار اسبها میمانند تا جای خالی اسب رفته را پر کنند. وی یک شتر دوکوهانه را کمتر از یکسال است که به مزرعه آورده و وقتی شتر بزرگتر شد بسیار باهوش و با شخصیت شد. و شروع به سواری دادن کرد. او حتی درساژ میکند! یک شتر دیگر نیز از سیرک در حال تعطیلی، به مزرعه آورده شد. اکنون هر دو شتر همراه با اسبها به گشت و سواری در بیرون مزرعه میروند. متاسفانه آنها اخیرا دم اسبهارا میجوند و لذا آنها را از همدیگر جدا کرده­ ایم.

در مزرعه حدود ۴۰ مرغ نگهداری میشود. اکثر آنها شب برای خواب داخل مرغدانی میروند ولی یکی از آنها که نامش Oven Ready (آماده برای پخته شدن) هست، ترجیح میدهد که روی گردن مادیان بخوابد. بخصوص وقتی اسبها را داخل سولاریوم می بریم روی گردن مادیان پرید، با خودم گفتم خدا عاقبت این کار را به خیر کند. ولی در کمال تعجب دیدم مادیان خمیازه عمیقی کشید و چشمانش را بست و خوابید!

شش دلیل برای آنکه اسبها دوستان غیرچهارپا داشته باشند:

  1. عادت کردن اسبها به دیدن سایر حیوانات مزرعه مثل گاوها ، بزها  وسایر حیوانات اهلی این حسن را دارد که وقتی سوار بر اسب یرون میروید اسبها از دیدن حیوانات دیگر رم نمیکنند.
  2. تشویق اسبها برای پذیرش فرامین و دستورات هنگام کار
  3. اسبها حیوانات اهلی هستند و وجود نوع متفاوتی از حیوانات اهلی در مزرعه باعث بهبود کارها میشود.
  4. چریدن همراه با برخی حیوانات مثل گاوها و گوسفندها باعث کنترل بهتر کرمها و انگلها میشود.
  5. اگر شما تنها عضو خانواده هستید که به اسبها علاقه دارید اگر حیوانات دیگری در مزرعه داشته باشید باعث میشود که همه خانواده در کنار هم از محیط مزرعه لذت ببرند و شما نیز از اوقات با اسب بودن در کنار خانواده لذت ببرید.
  6. حیوانات مزرعه اغلب غریزه قویتری نسبت به اسبها دارند وقتی دوست اسبیشان دچار استرس و مشکل باشد آنها در کنارش میمانند تا از مشکل پیش آمده نجاتش دهند.

درسی نو از گلستان سعدی

قرنطینه به دلیل کرونا و تعطیلی مدارس فرصتی خوب برای دورهمی خانواده است. پسرم الان دوم دبیرستان سابق و کلاس دهم فعلی است. وقتی با او در مورد ادبیات و دروس مدرسه صحبت میکنم خودم را در آئینه پسرم در ۲۸ سال پیش میبینم. من متولد ۵۵ و پسرم متولد ۸۳ و اختلاف سنی مان دقیقا ۲۸ سال است.

خودم را که با پسرم مقایسه میکنم متوجه تفاوت نگرشها، دیدگاهها و لایف استایل نسل خودم و نسل بعد از خودم میشوم. تو گویی نسل جدید از مریخ آمده اند. نسل ما نسل ادبیات، مطالعه، فوتبال در زمین خاکی، دورهمی های با دوستان و فامیل بود. نسل اینها نسل هوشمندتری است که با لپ تاپ و گیم و فیلم های هالیوودی و تقریبا مطلقا بدون مطالعه غیردرسی است.

 این روزها که قرنطینه هستیم و آرش هم تعطیل است هر روز دو صفحه گلستان سعدی با هم میخوانیم. اخیرا گلستان سعدی با گردآوری محمدعلی فروغی (دیماه ۱۳۱۶) چاپ انتشارات سالار الموتی با فونت چاپی و دارای زیر و زبر (سجاوندی) را خریده­ ام. سعدی در دیباچه گلستان میگوید:

در حسن معاشرت و آداب محاورت ، در لباسی که متکلمان را به کار آید و مترسلان را بلاغت بیفزاید.

خلاصه برای اینکه بلاغت آقازاده­ مان افزوده شود و هم فارسی و هم عربی­ اش بهتر شود و هم با ادبیات قدیم آشنا شود و هم با معارف دینی با سبقه درویشانه و اشراقی سعدی مانوس شود، شبی دو صفحه گلستان با هم میخوانیم و تفسیر و ترجمه میکنیم. در این مدت کم تاثیرات زیادی بر روی پسرم گذاشته و خواندنش روان شده و با مفاهیم فوق­ الذکر و نوع نگارش سعدی آشنا شده است. امروز شعری از سعدی را خواندیم که دقیقا خودم ۲۸ سال پیش از معلم دینی مان آقای گازرانی شنیده بودم که تاثیر بسیاری روی من گذاشته بود و تاثیرش تاکنون نیز باقی است.

گلستان باب دوم در اخلاق درویشان حکایت ۳۸

صاحبدلی به مدرسه آمد ز خانقاه                                                          بشکست عهد صحبت اهل طریق را

گفتم میان عالم و عابد چه فرق بود                                                     تا اختیار کردی از آن این فریق را

گفت آن گلیم خویش به در میبرد زموج                                                واین جهد میکند که بگیرد غریق را

توجه کنید که کسی که نجات غریق است در قدم اول خود نجات یافته است و حال قصد نجات شخص دیگری را دارد. پس یک پله بالاتر از کسی است که در حال تلاش است که خودش را نجات دهد.

در زندگی کاری هم فرق بین کارگر و کارآفرین همین است. کارگر تلاش میکند با کار و تلاش امرار معاش کند ولیکن کارآفرین در تلاش است تا مجموعه پرسنلی محیط کاری، اعم از شرکت یا کارخانه را موفق نماید. به عبارتی دیگر، فرق بین فردگرایی و جمع­گرایی است. کسی که دنبال منافع شخصی است و کسی که منافع جمعی را به منافع شخصی ترجیح میدهد.

مسلما در قدم اول وی باید گلیم خود را از آب بیرون بکشد و بعد تلاش کند تا به کمک پرسنل و مجموعه خود بیاید. همه جوامع به هر دو گروه کارمند و کارآفرین برای توسعه و پیشرفت نیاز دارند و هر کدام ویژگی های ذاتی خاص خود را میطلبد. به نظرم مهمترین قدم برای هر انسانی این است که بفهمد به کدام گروه تعلق دارد تا بتواند مسیر زندگی خود را به درستی پیدا کند.

اگرذات شخص مخاطره جو نباشد و برعکس دنبال سکون و آرامش و کم بودن استرس باشد بهترین شغل همان کارمندی است و بس.

ولی اگر فرد دارای روحیه مخاطره جو و ریسک ­پذیر و ذهن خلاق باشد و به دنبال نوآوری و توسعه باشد کارآفرینی مناسب وی است که به نظرم افضل است.

تیمسار

تیمسار ص متولد ۱۳۰۵ متولد مراغه است. همسایه خاله من است. آشنایی دو خانواده به قبل از انقلاب برمیگردد. آقای ن (شوهرخاله من) رئیس دفتر رئیس وقت مجلس (ریاضی) بوده است. تمیسار ص مسئول بودجه ارتش بوده است و برای هماهنگی بودجه نظامی هر سه نیرو (هوایی، زمینی، دریایی) به مجلس می­ آمده و اینگونه دوستی تیمسار و شوهرخاله من شکل گرفته است. تیمسار خدا را شکر سرحال است و در سن ۹۴ سالگی شق و رق راه میرود البته میگفت کمی کمرم درد میکند!

امروز که وی را در منزل خاله ام دیدم پای صحبت هایش نشستم و کمی از آنها را اینجا نقل میکنم.

پدر تیمسار از پولدارهای مراغه بوده و باغهای وسیع انگور داشتند. در زمان پیشه وری همه مایملکشان را ازدست میدهند (جنگ و بمباران و …) پدر و مادر طلاق میگیرند و پدر تجدید فراش میکند. با بهانه های مذهبی، پدر، هر دو پسر را از منزل بیرون میکند. تیمسار آن زمان ۱۵ ساله و برادرش ۶ ساله بوده اند. میگوید مدتی بعد به منزل پدری رفتم و دیدم پدر با سوگلی اش مشغول فال گرفتن هستند تا ببینند فرزند در شکم سوگلی دختر است یا پسر!!

سر پدرم داد کشیدم که من که پسر بزرگ تو هستم کفشم سوراخ است و داخل کفشم روزنامه میگذارم تا برف و سرما کمتر به داخل کفش نفوذ کند آنوقت تو منتظر این هستی که فرزند در راه سوگلی هم پسر شود. چه گلی به سر من زدی که بر سر این بچه خواهی زد؟!؟

جالب است بدانید که بعد از فوت پدر، تیمسار از این نامادری و فرزندانش مراقبت میکند.

خلاصه تیمسار درس میخواند و در دانشسرای نظامی پذیرفته میشود و برای ادامه تحصیل به دانشگاه نظامی انگلستان میرود و پیشرفت میکند تا به درجه تیمساری میرسد. و مسئول مالی ارتش در سه نیرو میشود. در این حین پدرش فوت میکند و مسئولیت مادرش و سوگلی و ۴ فرزند وی به عهده تیمسار می افتد. آنها را سر و سامان میدهد و خودش هم هیچوقت فرصت ازدواج پیدا نمیکند. بعد از انقلاب مدتی فراری میشود و وقتی که آبها از آسیاب می افتد خودش و کلتش را تحویل میدهد. میگویند تو دیگر به کلت احتیاج نداری. میگوید بله سبزی فروش ها الان به کلت احتیاج دارند. (اشاره به … ) تیمسار را با تنزل درجه به سرهنگی، بازنشسته میکنند . البته چون آدم سالمی بوده بازنشسته میشود وگرنه حتما تیرباران میشد.

تیمسار همچنان مجرد است و با فرزند خواهرش( دختر همان سوگلی پدر) در یک ساختمان زندگی میکند.

کارآموز جدید

امروز برای بازدید و مطالعه پرونده به قرچک رفته بودم. به کارآموزم هم خبر دادم تا او هم حضور داشته باشد. فوق لیسانس سازه از دانشگاه تهران دارد. باهوش و مذهبی و زودگیر و زحمت کش است. به دلم نشسته است. تازه از پیاده روی اربعین آمده است. جالب آنجاست که امروز چند پرونده که برای بازدید رفته بودیم طرفین پرونده هم از پیاده روی اربعین برگشته بودند..

در آموزش این جوان کوشا دریغ نمیکنم. اگر بتوانم یک کارشناس با سواد، با معلومات و مسلط به امر کارشناسی که باهوش و سالم (از نظر اخلاقی) نیز هست به جامعه کارشناسی تحویل دهم بسیار خوشحال خواهم شد.

تکثیر یاس رازقی

یاس رازقی اصولا سخت تکثیر میشود. دانه که نمیدهد. قلمه هایش را هم به هزار مدل کاشته ام مثل کشیدن پلاستیک بر روی آن برای حفظ رطوبت، کاشت در ماسه بادی برای جلوگیری از قارچ زدن، استفاده از هورمون ریشه زا و … کلا ناموفق بود.

سال قبل یک یاس رازقی بغدادی سرحال داشتم که به روش خوابانیدن شاخه تکثیر کردم  طوریکه امسال گلدانهای تکثیر شده از مادرشان سرحال تر هستند و گلهای درشتی میدهند. در فصل پاییز یا آخر تابستان شاخه های قوی گلدان مادری را داخل یک گلدان کنار پایه مادری بخوابانید، یک سنجاق یا سیم مفتولی را بصورت U برعکس روی شاخه قرار دهید تا از تماس شاخه با خاک مطمئن شوید. محل تماس را کمی خراش دهید. گلدان جدید را کمی مرطوب نگه دارید. بعد از چند ماه که از ریشه های جدید قوی شدند اتصال شاخه مادری را از گلدان فرزند جدا کنید.

عشق موتور

امروز برای بررسی و بازدید میدانی یک پرونده به دادگاه مراجعه کردم. خانمی را دیدم بسیار جوان و متشخص و با حجب و حیا. فهمیدم خواهان پرونده هستند. وقتی از جریان پرونده مطلع شدم بسیار ناراحت شدم.

جوانی به نام سامان در یک روستای کوچک جاده ورامین با مادر و خواهر و یک خواهر و برادر ناتنی خود در خانه ای کوچک زندگی میکردند. مادرش از دو ازدواج ناموفق خود چهار فرزند داشت که به سختی با هم روزگار میگذراندند. سامان بزرگ شده و بعد از سربازی به کمک مادر موتورسیکلت خوبی به ارزش پانزده میلیون تومان میخرد. سامان عاشق موتور و موتور سواری بوده و بعد از چند وقت با این خانم آشنا میشود و ازدواج میکنند. سامان بیکار بود و دنبال کار…

شب عید وقتی با موتور به دنبل کار بوده متاسفانه تصادف میکند و از بد حادثه کامیونی که از آنجا میگذشته نتوانسته ماشین را کنترل کند و پسر را زیر میکند و سامان در دم فوت میکند.

حالا یک عروس جوان بیوه و داغدار مانده بود و یک موتور تصادفی که علی الظاهر کارشناس دادگاه سیزده میلیون تومان قیمت کارشناسی برای آن تعیین کرده بودند. و یک سهم الارث از خانه مادری به ارزش ۱۵ میلیون تومان که من تعیین کردم.

با خود فکر میکردم شاید اگر سامان حال و روز همسر و خانواده خود را امروز میدید با احتیاط بیشتری رانندگی میکرد.

جوانان عشق موتور! هنگام موتورسواری لحظه ای به همسر و خانواده خود فکر کنید و کمی با احتیاط و ملاحظه رانندگی کنید و کلاه ایمنی فراموش نشود.

آموزش حقوق خانواده به زوجین قبل از شروع زندگی مشترک

آموزش حقوق خانواده به زوجین قبل از شروع زندگی مشترک

یکی از دادگاههایی که به من پرونده ارجاع میدهد دادگاه خانواده است. همیشه وقتی از دادگاه خارج میشوم خدا را شکر میکنم که به عنوان یکی از طرفین پرونده در دادگاه حضور ندارم. جو بسیار ناراحت کننده ای در دادگاه خانواده حاکم است. زوج هایی که زمانی عاشقانه در کنار هم، یک زندگی را شروع کرده بودند حالا به خون هم تشنه هستند. پدر و مادرها بغض دارند. طرفین نفرین نثار هم میکنند و دعوا و کینه جای آن هم شور و عشق اول زندگی را گرفته است.

وقتی برای خانمم از جو دادگاه تعریف میکردم پیشنهاد جالبی داد. میگفت چقدر خوب بود همانطور که آزمایش عدم اعتیاد و کلاس پیشگیری از بارداری اجباری است، یک دوره چند روزه حضور در دادگاه خانواده برای همه کسانی که قصد ازدواج دارند اجباری میشد.

قبل از شروع زندگی همه با دید مثبت به طرف مقابل و توانایی خود نگاه میکنند و البته که حق دارند. ولی گاهی اوقات این دید مثبت از حالت واقع گرایانه خارج میشود و حالت رویایی پیدا میکند. طرفین بدون آگاهی از حق و حقوق خود وارد رابطه ای میشوند. یا بدون آگاهی از تبعات یک تصمیم، مسئولیتی را قبول میکنند و از پیامدهای آن خبر ندارند.

با حضور در دادگاه و دیدن زوج هایی که زمانی با عشق زندگی خود را آغاز کردند و حالا پله های دادگاه را بالا و پایین میکنند شاید بتوان آگاهی های بیشتری به زوجین قبل از ازدواج داد. به قول معروف شنیدن کی بود مانند دیدن…

به نظر، پیشنهاد همسرم، پیشنهاد جالبی بود. زوج های ما اغلب به مسایل حقوقی خانواده ناآشنا هستند و هیچ آگاهی نسبت به مهریه، نشوز، تمکین، اجرت المثل، نفقه، حضانت فرزند، سهم الارث و …. ندارند. هنگام درگیری و دعوا هم خیلی راحت اسم طلاق را به زبان می آورند و هیچ خبری از عواقب آن و سالهایی که باید پله های دادگاه را بالا و پایین کنند، ندارند.

 در دادگاه­ها صندلی بسیار است. کاش میشد دفاتر ثبت ازدواج، برگه هایی به زوجین میداد که باید چند روزی در دادگاه حضور پیدا کنند و ساعاتی را در یکی از جلسات دادگاه به عنوان مستع حضور داشته باشند و در پایان جلسه قاضی محترم برگه را امضا کنند که این زوج در جریان یکی از  پرونده های دادگاه خانواده قرار گرفتند. شاید با این روش زوجین با روی دیگر زندگی که همان تنفر و دعوا و … میباشد، آشنا شوند و شاید با دید بازتری در مورد ازدواج و تعهدات ناشی از آن از قبیل مهریه و حق طلاق و حق حضانت فرزند و … تصمیم بگیرند.

و شاید با دیدن سختی های روند قانونی طلاق و امکان عدم احقاق حق برخی از زوجین در دادگاه (از قبیل مهریه و حضانت فرزند و .. ) ، صبر و حوصله بیشتری در زندگی به خرج دهند و راحت اسم طلاق را بر زبان جاری نکنند.

پ.ن: میگویند شخصی به خاطر مهریه در زندان بود و مسئول نظافت دستشویی ها. یکبار با خود فکر کرد اگر دستشویی خانه خودم را نظافت کرده بود و در کار منزل به همسرم کمک کرده بود کارم به اینجا نمیکشید. حقیقت تلخی است…

آیا واقعا مقدار سن اسب فقط یک عدد است؟

مقاله ترجمه شده از مجله Your Horse(spring2019)

آلیسون لوثر (Allison Lowther)  بیان میکند که آیا اسبهای مسن تر واقعا عاقل تراند و چرا زمان آن شده است که به اسبهای پیر توجه بیشتری شود؟

درست مثل یک پنیر کهنه عالی، خیلی از اسبهای پیر با مسن تر شدن بهتر میشوند. امروزه، اسبهای بیش از ۱۵ ساله اسبهای پیر نامیده میشوند. مثل جوامع بشری که امروزه میانگین سنی شان رو به پیری میرود، میانگین سنی جامعه اسبها هم رو به پیری گذاشته است. البته سن از کار افتادگی در اسبها هم دیگر مثل سابق نیست و زیادتر شده است. امروزه خیلی از اسبها در سن های بالاتر از ۲۰ سال هم به خوبی زندگی میکنند. حتی بعضی از آنها در سن بالای ۳۰ سال هم سرحال هستند. و خیلی از این اسبهای مسن بهتر از سالهای گذشته خودشان کارایی دارند. درست است که کمی کندتر شده اند ولی بازهم اسبهای مسن از اینکه در گروه اسبهای آموزشی باشگاههای سوارکاری به صورت سبک به کار گرفته میشوند و یا به سواری برده میشوند لذت میبرند. بسیار متداول است که این اسبها در سن ۲۰ تا ۳۰ سالگی همچنان رقابت ورزشی داشته باشند و پس از ۳۰ سالگی از بازنشستگی خود لذت ببرند. نگاهی به المپیک ۲۰۱۲ لندن بیندازید، از ۷۴ اسب شرکت کننده در مسابقات، ۲۳ درصد بالای ۱۵ سال سن داشتند. اسب نوزده ساله ای به نام (Lenamore)  مقام سوم تیمی را کسب کرد. اسب gutsy grey مدال برنده Burghley را به دست آورد. که بهترین مدال دوران ورزشی بوده است و در سن ۱۷ سالگی آن را کسب کرد. الان وقت آن است که قدر اسبهای مسن را بیشتر بدانیم و آنها را قبل ازاین که واقعا از کارافتاده شوند بازنشسته نکنیم.

با خودتان صادق باشید، وقتی میخواهید اسب جدیدی بخرید چه سنی به نظرتان زیادی پیر است؟ اسبهایی که در اوایل دهه دوم زندگی هستند(۱۴-۱۰ سال) اغلب توسط خریداران مورد پسند واقع نمیشوند چون فکر میکنند که به زودی با هزینه های سرسام آور دامپزشکی و درمان مواجه خواهند شد. ولیکن یک اسب مسن رفیق بسیار عالی خواهد بود زیرا برخلاف یک اسب جوان اسبهای مسن از سطح بالایی از آموزش و یک عمر تجربه برخوردار هستند. این یعنی اینکه شما میتوانید فورا- شروع به سوارکاری با آنها کنید و بدون فوت وقت با این اسبهای با تجربه از هیجان و مسابقه لذت ببرید. اگر شما کم تجربه هستید و یا پس از یک وقفه دوباره به سوارکاری روآورده اید این اسبهای مسن با تجربه به شما اعتماد به نفس میدهند و شما را کمک میکنند تا زودتر پیشرفت کنید.

کلیر لیولن (Clair Liewlyn) که خودش دو اسب مسابقه دارد که یکی مدال نقره المپیک را برده و همچنین دیگری مدال کشوری دارد میگوید:

بعد از اینکه این دو اسب از مسابقات سطح بالا بازنشسته شدند، با من مسابقات درساژ را ادامه میدهند.

پیوند درخت پسته

پیوند درخت پسته جزؤ پیوندهای نسبتا مشکل محسوب میشود. بعضی از گونه ها مثل پسته اکبری هم سخت گیرتر مثلا نسبت به احمدآقایی هستند. پایه هم مهم است. هر چه پایه (دانهال) قوی تر باشد و بهتر پوست بدهد، درصد گیرایی پیوندک بهتر میشود. از پایه های خوب میتوان بادامی ریز زرند که سریع رشد و قوی هست را میتوان نام برد. پایه هیبریدی آمریکایی  UCB-1 هم بسیار پررشد است و گیرایی پیوندک خوبی هم دارد.

در سه وقت میتوان پسته را پیوند زد.

  1. پیوند اسفندماه (پیوند خواب) بصورت شکمی (T یا T  معکوس)
  2. پیونددر زمان جو درو (خرداد ماه) بصورت شکمی (T یا T  معکوس) یا بصورت لوله ای
  3. پیوند خواب در شهریور ماه بصورت شکمی (T یا T  معکوس)

نکات مهم

  1. چند روز قبل از پیوند آبیاری سنگین انجام شود تا نهال پرآب تر باشد و به سهولت پوست دهد، و جریان شیره گاهی پیوندک بگیرد.
  2. پیوندک مرطوب باشد (چند روز قبل آبیاری سنگین شده باشد و پیوندک در کیسه مرطوب نگهداری شود.)
  3. بعد از پیوند تا چند روز آبیاری انجام شود تا شیره گیاهی، پیوندک تازه را خفه نکند.
  4. پیوندک عاری از خاک و هر نوع آلودگی باشد. زیرا هر مانعی بین پیوندک و تنه باعث عدم گیرایی پیوند میشود.
  5. پس از پیوند T به سرعت با ریسمان محکم محل پیوند بسته شود تا پیوند هوا نکشد.
  6. جوانه پیوند، جوانه رویشی باشد و جوانه زایشی (جوانه گل) نباشد.
  7. نوک پائین پیوندک در پیوند T کمی تیز باشد و دمبرگ هم به جوانه متصل باشد تا به سهولت پیوندک زیرپوست با کمی فشار انگشت لغزانده شود و به خوبی بر روی پایه زیر پوست مستقر شود.
  8. برای آنکه زودتر پیوندهای باغ تکمیل شوند هر درختی که پیوندش نگرفت را بلافاصله در فصل بعدی پیوند، باید پیوند زد.
  9. با صبوری و کسب تجربه اندوزی شما هم پیوند زن ماهری خواهید شد و از این کار لذت خواهید برد و در صورت حرفه ای تر شدن به عنوان یک شغل جانبی نیز میتوان آن را در نظر گرفت.